معنی خاکی شیرازی
4 بازدید
[ یِ ] (اِخ) وی یکی از دراویش و شعراء است. هدایت در «ریاض العارفین» شرح حال او را چنین می آورد: اسم او میرزا امین، فقیری است دردمند و سالکی است دل نژند. پیوسته در زحمت و ابتلاء مبتلی و گرفتار و از ملامت و شناعت منکرین در آزار. رنجهای بیشمار کشیده و مجاهدات بسیار گزیده، در کنج قناعت آرمیده، در ایام شباب سیاحت فارس و عراق و عراق عجم نموده و مدتها در عتبات زائر بوده اگر چه بسیاری از مشایخ معاصرین را دریافته، اما در وادی اخلاص و ارادت محب علی شاه چشتی شتافته از میامن خدمت او بمقاصد اصلی کامیاب آمده چندی در قلمرو علی تنکر توقف داشته و جمعی همت بر ارادتش گماشته طریقهٔ سلسلهٔ چشتیه دریافتند. اکنون در خارج شیراز در بقعهٔ هفت تنان زاویه و خانقاهی دارند و احباء صحبت ایشان را غنیمت می شمارند. صحبتش مکرر دست داده اشعار خوب دارند اکنون جز این ابیات حاضر نیست: ای دل اگر دمی ز خودی با خدا شدی از پای تا بسر همه نور و ضیا شدی گفتی کز اختلاف جهان نیستم خلاص هستت خلاص گر بخلافش رضا شدی یا بی فراغتی ز ستمهای نفس اگر با سالکان راه خدا آشنا شدی. و نیز او را این رباعی است: چندی پی علم و مذهب و کیش شدم یکی چند دگر طالب درویش شدم دیدم که دل است مبدأ هر فیضی برگشتم و طالب دل خویش شدم. (از ریاض العارفین چ ۱ ص ۲۵۸). هدایت در مجمع الفصحاء چ ۱ ج ۲ ص ۱۰۸ نیز از او یاد می کند.[ یِ ] (اِخ) یکی از شعرای دورهٔ شاه طهماسب صفوی است و این بیت از اوست: بر تربت خاکی ز کرم یار گذر کرد کوجان که فدای قدم یار کند کس. (از قاموس الاعلام ترکی ج ۳ ص ۲۰۱۳).[ یِ ] (اِخ) یکی از شعرای دورهٔ شاه طهماسب صفوی است و این بیت از اوست: بر تربت خاکی ز کرم یار گذر کرد کوجان که فدای قدم یار کند کس. (از قاموس الاعلام ترکی ج ۳ ص ۲۰۱۳).
کلمات همقافیه با «خاکی شیرازی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر