معنی خاکین
5 بازدید
(ص نسبی) خاکی. خاک آلود: این لب خاکین ما را در سفالین باده ده. خاقانی. خونین دلی بصبر سر اندوده وز سرشگ خاکین رخی چو کاه گل اندود می بریم. خاقانی. و این نواحی در میان شکسته ها و نشیب افزارهای خاکین و سنگین... (فارسنامهٔ ابن بلخی ص ۱۴۳).
کلمات همقافیه با «خاکین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر