معنی خان و مان برانداختن
6 بازدید
[ نُ بَ اَ تَ ] (مص مرکب) اساس خان و مانی را از هم پاشیدن. خانمانی را نابود کردن : دل ماکیست که سرگشتهٔ رویت باشد خان و مانها ز شکرخنده برانداخته ای. نظیری (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «خان و مان برانداختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر