معنی خان اسکندریه

معنی خان اسکندریه

6 بازدید
[ نِ اِ کَ دَ ری یَ ] (اِخ) محلی است در یازده فرسخی بابل از طرف شمال و تصور میشود که این محل در نزدیکی خرابه هایی موسوم به کونیش نام قدیمی کوناکسا بوده است. در آنجا جنگی بین کوروش و اردشیر روی داد و کیفیات آن را مورخین یونانی چون «کزنفون» و «کتزیاس» و «دی نن» مختلف نوشته اند. (از تاریخ ایران باستان ج ۲ ص ۱۰۱۲). نام موضعی است در یازده میلی شمال بابل که سابقاً کونخ می نامیدند در این موضع بسال ۴۰۱ ق. م. مسیح بین اردشیر دوم هخامنشی و برادرش کورش صغیر (بنقل پلو تارک) جنگ درگرفت و کورش از پای درآمد. (از فرهنگ ایران باستان ص ۳۲۷ و پاورقی آن).

کلمات هم‌قافیه با «خان اسکندریه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید