معنی خان ازبک
6 بازدید
[ نِ اُ بَ ] (اِخ) یکی از پادشاهان ازبک است که در اواخر عمر سلطان ابوسعید بهادر از آلوس اردوی طلایی قصد حمله بمملکت او کرد و او برای مجادله لشکر آراست ولی اجل مهلتش نداد و در قراباغ نزدیک اران درگذشت و سپس ارپاقائون جانشین ابوسعید لشکر بجانب خان ازبک فرستاد و او را درهم شکست. (از سعدی تا جامی ادوارد برون ترجمهٔ علی اصغر حکمت ص ۶۴ و ۶۶).
کلمات همقافیه با «خان ازبک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بک» برای سرودن شعر