معنی خانگه
6 بازدید
[ ن گَ هْ ] (اِ مرکب) خانقاه. (شرفنامهٔ منیری) (ناظم الاطباء). خانقه. مخفف خانگاه. || تکیه. || عالم. دنیا: در این خانگه غم مقیم است کاو را بجز پردهٔ دل وطایی نیابی.خاقانی.[ نْ گَ هْ ] (اِخ) نام دیگر دهکدهٔ خانقاه بخش حومهٔ شهرستان زنجان است. رجوع به (خانقاه ده جزء دهستان ایجرود بخش شهرستان زنجان) شود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲ ص ۹۷).[ گَ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان طارم پایین بخش سیروان شهرستان زنجان. ناحیه ای است واقع در ۳۹ هزارگزی جنوب خاوری سیروان و ۳۴ هزارگزی شمالی راه شوسهٔ ابهر زنجان. این ده در منطقهٔ کوهستانی قراردارد. آب و هوای آن آب و هوای مناطق سردسیری است. جمعیت آن ۵۰ تن که شیعی مذهب و ترک زبانند. آب آنجا از چشمه و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و گلیم و جاجیم بافی میباشد. راه این دهکده مالرو و صعب العبور است. به این ده خنگه هم میگویند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).
کلمات همقافیه با «خانگه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گه» برای سرودن شعر