معنی خانسالار
4 بازدید
(اِ مرکب) رئیس میز پادشاهی. ناظر سلطنتی . (ناظم الاطباء). رجوع به «خوانسالار» شود.(اِ خ) نام ناحیتی است به خراسان و در چهارفرسخی آن معدن مس وجود دارد.
کلمات همقافیه با «خانسالار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر