معنی خامی کردن
5 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) ناپختگی کردن. جهالت. ناآزمودگی نشان دادن : نکنم بیخودی و خودکامی چون شدم پخته کی کنم خامی؟نظامی.
کلمات همقافیه با «خامی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر