معنی خامیاز
5 بازدید
(اِ) خمیازه و دهان دره را گویند. (برهان قاطع) (آنندراج) (انجمن آرای ناصری). دهان از هم باز شود از کاهلی یا از غلبهٔ خواب. آسا. باسک. پاسک. فاژ. فاژه. شوباء. (شرفنامهٔ منیری) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (تاج العروس). افزاء. فنجا. (ناظم الاطباء). تَثاؤُب. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). ثَأَب. (منتهی الارب). خامیازه : این نمیدانم ولی هستیّ من می گشاید بی مراد من دهن آن چنان کز عطسه و از خامیاز این دهن گردد بناگاه تو باز. مولوی (از جهانگیری). رجوع به «خامیازه» و «خمیازه» شود.
کلمات همقافیه با «خامیاز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر