معنی خاموش ساختن
5 بازدید
[ تَ ] (مص مرکب) کسی را از سخن بازداشتن. قطع کلام کردن. (منتهی الارب). خاموش کردن. رجوع به خاموش کردن شود. || کسی را از گریه و ضجه بازداشتن. || غضب کسی را فرونشاندن. || آتشی را خاموش ساختن؛ اطفاء حریق.
کلمات همقافیه با «خاموش ساختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر