معنی خامش

معنی خامش

8 بازدید
[ مُ ] (ص) مخفف خاموش باشد. (آنندراج). خاموش. (ناظم الاطباء) (اشتنگاس). مختصر خاموش. (شرفنامهٔ منیری). ساکت. (از فرهنگ شعوری ج ۱ ص ۳۶۷). صامت : بدو گفت خاقان که هر شهریار که از نیک و بد برنگیرد شمار ببد کردن بنده خامش بود تو او را چنان دان که بیهش بود.فردوسی. بدو گفت پور سیاوش تویی خردمند و بیدار و خامش تویی.فردوسی. ز گفتار خامش چرا ماندید چنین از جگر جوش بنشاندید.فردوسی. که امروز ترکان چرا خامشند برایی درون ار ز می بیهشند.فردوسی. تا خامشی میان خردمندان مرد تمام صورتی و کاری.ناصرخسرو. چرا خامش نباشی چون ندانی برهنه چون کنی عورت ببازار.ناصرخسرو. فرزند تو این تیره تن خامش خاکی است پاکیزه خرد نیست نه این جوهر گویا. ناصرخسرو. مشو خامش که کار افتد بزاری که باشد خامشی نوعی ز خواری.نظامی. رو بگورستان دمی خامش نشین آن خموشان سخنگو را ببین.مولوی. حیف است بلبلی چو من اکنون در این قفس با این لسان عذب که خامش چو سوسنم. حافظ. || (صوت) امر است از خاموش شدن. صه. اسکت. بیش مگوی : گفت با لیلی خلیفه کاین تویی کز تو شد مجنون پریشان و غوی از دگر خوبان تو افزون نیستی گفت خامش چون تو مجنون نیستی.مولوی. || (ص) مرده. (اشتینگاس) (ناظم الاطباء). || منطفی. (ناظم الاطباء). || رام. (اشتینگاس). || معدوم. || بااحتیاط. (ناظم الاطباء). تودار.

کلمات هم‌قافیه با «خامش»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «مش» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید