معنی خاطر شوراندن
5 بازدید
[ طِ دَ ] (مص مرکب) پریشان خاطر کردن. پراکنده حواس نمودن : هزار بار اگر خاطرم بشورانی ازین طرف که منم همچنان صفائی هست. سعدی (بدایع).
کلمات همقافیه با «خاطر شوراندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر