معنی خاطر سپردن
6 بازدید
[ طِ سِ پُ دَ ] (مص مرکب) دل باختن. علاقمند شدن : گرت هزار بدیع الجمال پیش آید ببین و بگذر و خاطر به هیچ یک مسپار. سعدی. - به خاطر سپردن؛ بیاد سپردن. حفظ کردن. فراموش نکردن.
کلمات همقافیه با «خاطر سپردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر