معنی خاضب
5 بازدید
[ ضِ ] (ع ص، اِ) شترمرغ نر که ساقهایش سرخ باشد از غلبهٔ شهوت جماع یا از خوردن گیاه ربیع و یا ساقهایش سبز یا زرد شده باشد. (منتهی الارب). این کلمه مخصوص مذکر است و به انثی نگویند. (منتهی الارب) (مهذب الاسماء). || هو احمرار یبدء فی وظیفیه عند بدء احمرار البسر و ینتهی بانتهائه. (منتهی الارب). رجوع به تاج العروس شود.[ ضِ ] (ع ص) خضاب کننده. (مهذب الاسماء).
کلمات همقافیه با «خاضب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضب» برای سرودن شعر