معنی خاص گشتن
7 بازدید
[ خاص ص گَ تَ ] (مص مرکب) محرم شدن. ندیم خاص شدن. مقرب شدن : ثریا بر ندیمی خاص گشته عطارد بر افق رقاص گشته.نظامی.
کلمات همقافیه با «خاص گشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر