معنی خاص گردانیدن
6 بازدید
[ خاص ص گَ دَ ] (مص مرکب) خاص کردن. تخصیص دادن. مخصوص نمودن. اختصاص دادن. || مقرب خود کردن. ندیم خاص خود کردن. محرم مجلس خاص خود کردن. || خاص گردانیدن بچیزی. چیزی را بچیزی اختصاص دادن. مختص نمودن.
کلمات همقافیه با «خاص گردانیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر