معنی خاص کردن
8 بازدید
[ خاص ص کَ دَ ] (مص مرکب) مخصوص کردن، اختصاص دادن. اغتزاز. (منتهی الارب) (اقرب الموارد): این پسر تاش را از خاصگان خود کرد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۳۸۱). کای شده آگاه باستادیم خاص کن امروز بدامادیم.نظامی. در طمع آن بود دو فرزانه را کز دو یکی خاص کند خانه را.نظامی. خاص کند بنده ای مصلحت عام را. (گلستان).
کلمات همقافیه با «خاص کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر