معنی خاص شدن
7 بازدید
[ شُ دَ ] (مص مرکب) برگزیده شدن. اختصاص یافتن. خاص گردیدن. اِغتِزاز. (ناظم الاطباء). - خاص شدن بچیزی؛ اختصاص یافتن به آن چیز. - خاص شدن نعمت؛ بنعمت اختصاص یافتن.
کلمات همقافیه با «خاص شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر