معنی خاست و نشست
4 بازدید
[ تُ نِ شَ ] (مص مرکب مرخم، اِ مرکب) بلند شدن و نشستن. قیام و قعود کردن : خاست و نشست او با فرزانگان و برهمنان بود. (مجمل التواریخ و القصص).
کلمات همقافیه با «خاست و نشست»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ست» برای سرودن شعر