معنی خار نهادن
5 بازدید
[ نِ / نَ دَ ] (مص مرکب) جفا کردن. (آنندراج) (برهان قاطع) (انجمن آرای ناصری): عارض او در نکوئی خار بر گل می نهد قامت او در شمائل تاب عرعر می دهد. مجیرالدین بیلقانی (از آنندراج). || نافرمانی کردن. (برهان قاطع) (انجمن آرای ناصری).
کلمات همقافیه با «خار نهادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر