معنی خار نشستن
5 بازدید
[ نِ شَ / شِ تَ ] (مص مرکب) مرادف خارخلیدن. رجوع به خار نشاندن شود: این خار غم که در دل بلبل نشسته است از خون گل خمار خود اول شکسته است. صائب (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «خار نشستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر