معنی خار مرغ
5 بازدید
[ مُ ] (اِخ) ظاهراً ناحیه ای بوده است که بدانجا سلاطین شکار می کرده اند. مصححین تاریخ بیهقی (فیاض -غنی) نتوانسته اند این نقطه را مشخص کنند و باید دانست که بعضی از نسخ این نام را رخا مرغ ضبط کرده اند: «و سوم ماه رمضان امیر حاجب بزرگ بلکاتگین را گفت کسان باید فرستاد تا حشر راست کنند بر جانب خارمرغ که شکار خواهیم کرد، حاجب بدیوان ما آمد و پسران قودقش را که این شغل بدیشان مفوض بودی بخواند و جریده ای که بدیوان ما بودی چنین چیزها را بخواستند و مثالها نبشته آمد و خیلتاشان برفتند و پیادهٔ حشر راست کردند، و امیر روز شنبهٔ سیزدهم این ماه سوی خروار و خارمرغ برفت و شکاری سخت نیکو کرده آمد و بغرنین باز آمد روز یکشنبه هفت روز مانده از این ماه». (تاریخ بیهقی چ فیاض و غنی ص ۲۷۵).
کلمات همقافیه با «خار مرغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رغ» برای سرودن شعر