معنی خارکو
5 بازدید
(اِخ) دهی است از دهستان حرجند بخش مرکزی شهرستان کرمان واقع در ۳۳ هزارگزی شمال کرمان سر راه مالرو کرمان به حرجند محلی است کوهستانی و سردسیر دارای ۵۲ تن سکنه و مذهبشان شیعه و زبانشان فارسی است آب آنجا از قنات و محصولات غلات و حبوبات و شغل اهالی زراعت و راه مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).(اِخ) دهی است از دهستان بن معلا بخش شوش شهرستان دزفول واقع در ۱۹ هزارگزی شمال باختری شوش و ۲ هزارگزی باختری راه شوسهٔ اهواز بدزفول ناحیه ای است گرمسیری و مالاریائی دارای ۲۵۰ تن سکنه و مذهبشان شیعه و زبانشان لری آب آنجا از رودخانهٔ کرخه و محصولات غلات و برنج و کنجد، شغل اهالی زراعت و راه در تابستان اتومبیل رو میباشد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).(اِخ) جزیره ای است در ده هزارگزی شمال جزیرهٔ خارک بطول ۵/۴ هزار گز و عرض آن ۷۰۰ گز و خالی از سکنه میباشد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۷).
کلمات همقافیه با «خارکو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کو» برای سرودن شعر