معنی خارچینه
5 بازدید
[ نَ / نِ ] (اِ مرکب) موچینه. منقاش سر تراشان. (آنندراج) (برهان قاطع). موی چین. منتاش. (فرهنگ شعوری ج ۱ ورق ۳۷۸). || سرهای دو انگشت دو ناخن سبابه و ابهام را نیز گویند که بدان گوشت و پوست بدن آدمی را چنان گیرند که بدرد آید. (آنندراج) (برهان قاطع). آلت نیلک زدن، و نیلک آن است که گوشت و پوست را بسر دو انگشت گیرند چنانکه بدرد آید. (فرهنگ رشیدی).
کلمات همقافیه با «خارچینه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر