معنی خاده
6 بازدید
[ دَ / دِ ] (اِ) چوبی باشد بلند و راست که کشتی بانان کشتی بدان رانند. || چوبی را نیز گفته اند که جاروبی بر سر آن بندند و دیوار و سقف خانه را بدان جاروب کنند. || هر چوبی که راست رسته باشد. || چوبی که دار سازند بجهت قصاص دزدان. (برهان) (آنندراج) (شرفنامهٔ منیری) (فرهنگ جهانگیری): نصیب دوست تو هست گل ز باغ ولی نصیب دشمن تو هست خاده از پی دار. سوزنی. گروگان خوهی سرخ و مرغول رومه بسختی چو خاره به تیزی چو خاده. سوزنی.
کلمات همقافیه با «خاده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر