معنی حیط
5 بازدید
[ حَ ] (ع مص) آماسیدن پوست است و منتفخ گردیدن از آثار تازیانه. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).[ ] (اِخ) طایفه ای از طوایف ناحیهٔ مکران. (جغرافیای سیاسی کیهان).
کلمات همقافیه با «حیط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یط» برای سرودن شعر