معنی حیدر کرار
11 بازدید
[ حَ دَ رِ کَ رْ را ] (اِخ) لقبی است امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (ع) را: کفوی نداشت حضرت صدّیقه گر می نبود حیدر کرارش.ناصرخسرو. همچنان در قهر جبّاران به تیغ ذوالفقار هیچکس انباز و یار حیدر کرار نیست. ناصرخسرو. احمد مختار شمس و حیدر کرار نور. ناصرخسرو. پیغمبر بد شهر همه علم و بر آن شهر شایسته دری بود و قوی حیدرکرار. ناصرخسرو. رجوع به علی بن ابیطالب شود.[ حَ دَ کَ رْ را ] (اِخ) دهی است از دهستان زیدون بخش حومهٔ شهرستان بهبهان. در ۵هزارگزی خاور راه شوسهٔ آغاجاری به بهبهان. دارای ۱۳۱ تن سکنه است. محصولاتش غلات، پشم و لبنیات. اهالی به کشاورزی و حشم داری گذران میکنند. راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «حیدر کرار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر