معنی حیدر کاشی
6 بازدید
[ حَ دَ رِ ] (اِخ) میر حیدر کاشی. از شاعرانی است که از حیث استعداد پایهٔ بلندی دارد و در فن معما و تاریخ ممتاز است. گویند به اسم خان احمد پادشاه قصیده ای گفته که از هر مصراع آن یک معما و یک تاریخ استخراج کرده است. این چند معما از اوست: معما بنام حبیب: شبها که تمام عاشقان بیدارند چشم و دل من بخواب راحت یارند ساحر پسری کو که برد صبر و قرار اول ز دل و دیده چو خوابی دارند. معما بنام سهراب: خوش آنکه نظر بسوی ما اندازند گردند بما بحال ما پردازند گردند و کله سراسر و کاکلها گه کج بنهند و گه پریشان سازند. رجوع به تذکرهٔ مجمع الخواص ص ۸۴ و مجالس النفایس شود.
کلمات همقافیه با «حیدر کاشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر