معنی حیاکة
5 بازدید
[ کَ ] (ع مص) بافتن جامه. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). بافندگی. جولاهی. رجوع به حوک و حیاک شود.[ حَ یْ یا کَ ] (ع ص) مؤنث حیاک. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به حیاک شود.
کلمات همقافیه با «حیاکة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کة» برای سرودن شعر