معنی حیاری
7 بازدید
[ حَ را / حُ را ] (ع ص) جِ حیران. مردان سرگشته. سرکشتگان. (آنندراج) (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). رجوع به حیران شود.
کلمات همقافیه با «حیاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر