معنی حیاد
6 بازدید
[ حَ ] (ع اِ) چیزی یا آنچه به یک کشیدن پستان فرودآید از شیر وقت دوشیدن: ما ترک حیاداً. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). صاغانی این کلمه را بضم حاء و قاموس بفتح حاء ضبط کرده اند. (از اقرب الموارد).(ع مص) محایده. میل کردن از چیزی. یکی سوی شدن از چیزی. (منتهی الارب) (آنندراج). حایده؛ جانبه و فی اساس مال عنه و عدل. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «حیاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر