معنی حیاتداود
5 بازدید
[ حَ وو ] (اِخ) نام موضعی است در ناحیهٔ شمال خلیج فارس. رجوع به جغرافیای غرب ایران شود. نام یکی از دهستانهای دوگانهٔ بخش گناوهٔ شهرستان بوشهر. حدود و مشخصات آن عبارتند از باختر به خلیج فارس، از شمال باختری به دهستان لیراوی، از شمال ارتفاعات بام بلند و کوه جل خری (ماهور و میلاتی) و از خاور رودخانهٔ شور که فصل مشترک این دهستان و شبانکاره و برازجان است. این دهستان شمال و شمال باختری و مرکز بخش را فراگرفته. هوای آن گرم و مرطوب و مالاریایی است. از باران و چاه مشروب میشود و زراعت آن بطور کلی دیمی است. محصولاتش غلات، خرما و سبزیجات. اهالی به کشاورزی، کسب، دریانوردی، عبابافی و تعمیر قایقهای بادی گذران میکنند. از ۴۴ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده و دارای ۱۶۲۰۰ تن سکنه میباشد. و آبادیهای مهم آن عبارتند از: گناوه که بندرگاه و مرکز بخش است، مال قائد، بهمن یاری بالا و پائین، چاه روستائی، فخرآوری، تاج ملکی، کمالی و گاوسفید بزرگ. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
کلمات همقافیه با «حیاتداود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر