معنی حکرة
6 بازدید
[ حَ رَ ] (ع اِ) ارزاق و هر مایحتاج عامه را که بقصد گران شدن و غلا خریده انبار کردن. در شرع آنگاه که موضوع احتکار محتاج الیه شود، حکره جائز نباشد و باید محتکر بفروش اجبار شود. لکن بها بر متاع او ننهند، مگر آنگاه که در قیمت طریق گزافه پیماید در آنحال حاکم نرخی معتدل تعیین کرده و محتکر را بفروش بدان قیمت مجبور سازد. (فقه).[ حُ رَ ] (ع اِ) آب مجتمع. (منتهی الارب).[ حُ رَ ] (اِخ) روستایی است به طائف. یکی از مخالیف طائف. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «حکرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر