معنی حوکة
6 بازدید
[ حَ وَ کَ ] (ع ص، اِ) حاکة. جِ حائک. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). مردان بافنده. (آنندراج). بافندگان. نساجان. جولاهان. جولاهگان. رجوع به حائک شود.
کلمات همقافیه با «حوکة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کة» برای سرودن شعر