معنی حوضه
6 بازدید
[ حَ ضَ ] (ع اِ) عماری فیل و جز آن که بصورت حوض بسازند. (آنندراج): نشینندهٔ حوضهٔ آبگیر پلی کز حجابی ندارد گزیر. نظامی (از آنندراج). حوضه ای ساخته ز سنگ رخام حوض کوثر بدو نوشته غلام.نظامی. چو زد کوزه بر حوضهٔ سنگ بست سفالین بد آن کوزه حالی شکست.نظامی.
کلمات همقافیه با «حوضه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضه» برای سرودن شعر