معنی حوریة
8 بازدید
[ ری یَ ] (ع ص) زن سپیدپوست و نرم. (اقرب الموارد). رجوع به حور و حوراء شود.[ ری یَ ] (اِخ) فرقه ای از متصوفه. (اقرب الموارد). گروهی از متصوفهٔ مبطله باشند. و مذهب ایشان مثل مذهب حالیه است. الا آنکه میگویند حوران بهشتی در بیهوشی نزد ما می آیند و با ایشان صحبت واقع میشود. و چون بهوش می آیند غسل میکنند. کذا فی توضیح المذاهب. (کشاف اصطلاحات الفنون).
کلمات همقافیه با «حوریة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر