معنی حوباء
5 بازدید
[ حَ ] (ع اِ) نفس. (اقرب الموارد). تن انسان. (غیاث). تن و روح دل. (منتهی الارب). روح دل و تن. (ناظم الاطباء). ج، حوباوات. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «حوباء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر