معنی حوالب
7 بازدید
[ حَ لِ ] (ع ص) جِ حالب. (منتهی الارب). چشمه ها. (ناظم الاطباء). - حوالب البئر؛ منبع های چاه. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). - حوالب العین؛ منبع های چشمه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). غده های منبع اشک. (یادداشت مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «حوالب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لب» برای سرودن شعر