معنی حواجب
5 بازدید
[ حَ جِ ] (ع اِ) جِ حاجب. (ناظم الاطباء). به معنی ابروان : مرا گفت مهمان ناخوانده خواهی قمر چهرگانی مقوس حواجب. حسن متکلم. - حواجب الشمس؛ کرانه های آفتاب. (آنندراج). رجوع به حاجب شود.
کلمات همقافیه با «حواجب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جب» برای سرودن شعر