معنی حواءة
7 بازدید
[ حُ وْ وا ءَ ] (ع اِ) یکی حواء و آن گیاهی است که بزمین می چسبد. (اقرب الموارد). گیاهی است چسبنده بزمین. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). رجوع به حواء شود. - رجل حواءة؛ مرد چسبنده به خانهٔ خود که از خانه بیرون نیاید و این تشبیه است به گیاه حواء. (اقرب الموارد). مردم لازم گیرنده خانه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «حواءة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ءة» برای سرودن شعر