معنی حوا
10 بازدید
[ حَ وْ وا ] (اِخ) تلفظ فارسی حواء مادر آدمیان. زوجهٔ آدم. اسمی است که آدم زوجهٔ خود را بدان نامید و به معنی زندگی است و بدان واسطه حوا به ام البشر ملقب شد و چون حوا اطاعت امر حضرت اقدس الهی را ننمود، خداوند عالم غم و حزن او را دوچندان ساخت. گفتند که بزحمت اولادها خواهی زایید و اشتیاق تو بشوهرت خواهد بود و او بر تو تسلط خواهد داشت. (قاموس کتاب مقدس): بارت خبر آرد از آب حیوان برگت خبر آرد ز روی حوا.ناصرخسرو. سعدی خویشتنم خوان که به معنی بتوام گر بصورت نسب از آدم و حوا دارم.سعدی. حدیث عشق اگر گویی گناه است گناه، اول ز آدم بود و حوا.سعدی. رجوع به حواء شود.
کلمات همقافیه با «حوا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وا» برای سرودن شعر