معنی حنفیة
6 بازدید
[ حَ نَ فی یَ ] (ع اِ) دین داری و درست اعتقادی. (ناظم الاطباء). || مذهب حق و عقیدهٔ صحیح. (ناظم الاطباء). || (ص) جِ حنیفی. (اقرب الموارد). رجوع به حنیفی شود. || (اِخ) اصحاب ابوحنیفة. حنفیة یا اصحاب الرأی. ایمان بمذهب آنان اقرار است بزبان و تصدیق بدل و کاستی و فزونی در ایمان روا ندارند و قیاس و اجتهاد و استحسان روا بینند. (بیان الادیان). و رجوع به خاندان نوبختی ص ۷۰، ۷۳، ۷۷ شود.[ حَ نَ فی یَ ] (ع ص) سیوف حنفیة؛ شمشیرهای منسوب به ابوبحر صخر احنف بن قیس. (منتهی الارب). رجوع به حنفی شود.[ حَ نَ فی یَ ] (اِخ) خوله دختر جعفر، مادر محمدبن حنفیه زوجهٔ علی بن ابیطالب (ع) و مادر محمدبن علی بن ابیطالب (ع). (از ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «حنفیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر