معنی حنفس
5 بازدید
[ حِ فِ ] (ع ص) حفنس. زن بدزبان کم حیا. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «حنفس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فس» برای سرودن شعر