معنی حندج
6 بازدید
[ حُ دُ ] (ع اِ) ریگ پاکیزهٔ نیکو که نباتهای هر قسم رویاند. (ناظم الاطباء) (آنندراج) (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || ریگ تودهٔ دراز. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || ریگ تودهٔ خرد. (ناظم الاطباء). ج، حنادج. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به حنادج شود.
کلمات همقافیه با «حندج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دج» برای سرودن شعر