معنی حنانة
5 بازدید
[ حَ نْ نا نَ ] (ع اِ، ص) مؤنث حنان. (معجم البلدان). رجوع به حنان شود. || کمان. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || کمان بانگ آرنده. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). - قوس حنانه؛ کمانی بانگ کن. (مهذب الاسماء). || زن که در یاد زوج اول خود پیوسته ناله کند و اندوه ظاهر نماید. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). بیوه ای که یاد شوی خود با اندوه و حنین کند. (یادداشت مرحوم دهخدا). || نوحه کننده. ناله کننده: استن حنانه.
کلمات همقافیه با «حنانة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نة» برای سرودن شعر