معنی حنابل
5 بازدید
[ حُ بِ ] (ع ص) سطبر و استوار. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). - وتر حنابل؛ وتر ستبر و استوار. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «حنابل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بل» برای سرودن شعر