معنی حنابج
4 بازدید
[ حَ بِ ] (ع اِ) مورهای ریزه. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). صغارالنمل. (اقرب الموارد).[ حُ بِ ] (ع ص) سطبر پرگوشت. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد). ستبر پرگوشت. (ناظم الاطباء). حُنبُج. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به حنبج شود.
کلمات همقافیه با «حنابج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بج» برای سرودن شعر