معنی حن
6 بازدید
[ حَ ن ن ] (ع مص) بازگردانیدن و بازداشتن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). || برگشتن. (تاج المصادر بیهقی). || بخشودن. || مهربانی کردن. || (ع اِ) ترس برکسی یا چیزی از مهربانی بروی. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب).[ حِ ن ن ] (ع اِ) حیی است از جن، از آن حی اند سگهای سیاه و ارذال جن و کمینهای آن و سگهای جن یا خلقی است میان جن و انس. (منتهی الارب). حیی است از جن. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). گروهی پریان.
کلمات همقافیه با «حن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حن» برای سرودن شعر