معنی حمیدآباد

معنی حمیدآباد

5 بازدید
[ حَ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان قزوین. واقع ۱۲هزارگزی خاور قزوین و سه هزارگزی راه عمومی. ناحیه ای است واقع در جلگه و معتدل. دارای ۱۸۵ تن سکنه میباشد. از قنات مشروب میشود. محصولاتش غلات، پنبه و جالیز. اهالی به کشاورزی گذران میکنند. راه آن مالرو است و ماشین هم میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱).
[ حَ ] (اِخ) دهی است از دهستان رودبی بخش مرکزی شهرستان ساری. ناحیه ای است واقع در دشت، معتدل مرطوب و مالاریائی است. دارای ۴۰۰ تن سکنه میباشد. از رودخانهٔ تجن مشروب میشود. محصولاتش برنج، غلات، پنبه، کنف، کنجد و صیفی. اهالی به کشاورزی گذران میکنند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳).
[ حَ ] (اِخ) دهی است از دهستان کلخوران بخش مرکزی شهرستان اردبیل واقع در ۵ هزارگزی جنوب اردبیل در مسیر شوسهٔ تبریز به اردبیل. ناحیه ای است کوهستانی معتدل. دارای ۳۴۶ تن سکنه میباشد. از چشمه مشروب میشود. محصولاتش غلات و حبوبات. اهالی به کشاورزی و گله داری گذران میکنند. راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).
[ حَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حسین آباد بخش شوش شهرستان دزفول. ناحیه ای است واقع در دشت و گرمسیری مالاریائی است. دارای ۵۰۰ تن سکنه میباشد. از رودخانهٔ کرخه مشروب میشود. محصولاتش غلات و کنجد. اهالی به کشاورزی گذران میکنند. راه آن در تابستان اتومبیل رو است. ساکنین از طایفهٔ لر هستند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).
[ حَ ] (اِخ) دهی است از دهستان بنمعلا بخش شوش شهرستان دزفول. واقع در هفت هزارگزی شمال باختری شوش و دوهزارگزی باختر راه شوسهٔ اهواز به دزفول. ناحیه ای است واقع در دشت، گرمسیری و مالاریائی است و دارای ۳۰۰ تن سکنه میباشد. از رودخانهٔ کرخه مشروب میشود. محصولاتش غلات و برنج. اهالی به کشاورزی گذران میکنند. راه آن در تابستان اتومبیل رو است. ساکنین از طایفهٔ عشایر لر هستند. این آبادی معروف به سیداحمد میباشد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).
[ حَ ] (اِخ) دهی است از دهستان بیضا بخش اردکان شهرستان شیراز کنار راه فرعی زرقان به بیضا. ناحیه ای است واقع در جلگه، معتدل و مالاریایی. از چشمه مشروب میشود. محصولاتش غلات و چغندر. اهالی به کشاورزی گذران میکنند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۷).
[ حَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ خاوری شهرستان رفسنجان. ناحیه ای است واقع در جلگه و سردسیری. دارای ۳۱۹ تن سکنه میباشد. از قنات مشروب می شود. محصولاتش غلات، پسته، پنبه و لبنیات. اهالی به کشاورزی و گله داری گذران میکنند. راه آن فرعی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).
[ حَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان سبزواران بخش مرکزی شهرستان جیرفت. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).
[ حَ ] (اِخ) دهی است از دهستان مازول بخش حومهٔ شهرستان نیشابور. ناحیه ای است واقع در دامنه و معتدل. دارای ۴۹۳ تن سکنه میباشد. از چشمه مشروب میشود. محصول آن غلات و لبنیات است. اهالی به کشاورزی و گله داری گذران میکنند. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).

کلمات هم‌قافیه با «حمیدآباد»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اد» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید