معنی حمیة

معنی حمیة

7 بازدید
[ حِ یَ ] (ع مص) نگاهبانی کردن گیاه و چریدن ندادن. حمایة. حمی. حموة. (منتهی الارب). رجوع به حمی شود. || بازداشتن طعام و شراب از بیمار. (تاج المصادر بیهقی). || (اِ) آنچه نگاهداشته شود از غیر. || پرهیز. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). پرهیز بیمار از آنچه برای وی زیان دارد. (اقرب الموارد). و تخلیط؛ مقابل آن است یعنی ناپرهیزی. (اقرب الموارد): المعدة رأس کل داء و الحمیة رأس کل دواء. از کلمات قصار پیغمبر(ص).
[ حَ می یَ ] (ع اِ) رشک و ننگ. (منتهی الارب). انفه زیرا آن سبب حمایت است. (اقرب الموارد). ج، حمیات. (منتهی الارب): {/Bإِذْ جَعَلَ اَلَّذِینَ کَفَرُوا فِی قُلُوبِهِمُ اَلْحَمِیَّةَ حَمِیَّةَ اَلْجََاهِلِیَّةِ . ۱-۹۴۸:۲۶/}(قرآن ۴۸/۲۶). || نخوت و مروت. (اقرب الموارد): حدیث کافر و غازی بمانم که آن بی دین بود این بی حمیة.سوزنی. || (مص) ننگ و عار داشتن. (منتهی الارب). محمیة بر وزن منزلة. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). انفه. (اقرب الموارد).

کلمات هم‌قافیه با «حمیة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید